خداحافظ
همیشه
بسته شد !!!
مرگ را به ياد آور
بيل گيتس در يكي از سخنراني هايش در يك دبيرستان به 7 اصل مهم در زندگي اشاره كرده است كه با هم ميخوانيم:
1. در زندگي همه چيز عادلانه نيست و بهتر است با حقيقت كنار بياييد.
2. دنيا هيچ ارزشي براي عزت نفس شما قائل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي رود قبل از اينكه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد كار مثبتي انجام دهيد.
3.پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام شدن ، كسي به شما حقوق فوق العاده زيادي پرداخت نخواهد كرد. به همين ترتيب قبل از آنكه بتوانيد به مقام و موقعيت بالاتري برسيد بايد براي مقام و مزايايش زحمت بكشيد.
4. اگر فكر ميكنيد آموزگارتان سختگير است سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد كه رييس شما سختگير تر از آموزگارتان است ، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
5. آشپزي در رستورانها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين كار اصطلاح ديگري داشتند از نظر آنها اين كار يك فرصت بود.
6. اگر در كارتان موفق نيستيد والدين خود را ملامت نكنيد از ناليدن دست بكشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
7. قبل از آنكه شما متولد بشويد والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و شايد هرگز به قدري كه اكنون به نظر شما مي رسد ملال آور نبوده اند.
سلام رفقا.
احتمالا شمام از اون دسته آدمايي هستين كه خيلي دنبال آرامش هستن! توي اين دنياي ماشين و دود و ترافيك و آلودگي ، واقعا آرامش يه نعمت واقعيه. فكرشو بكنيد!!! فرق زندگي تو يه مزرعه سرسبز و شغل كشاورزي و دامداري با زندگي تو يه آپارتمان كه از 4 طرف ، پنجره هاش به ديوار ميخوره و اصلا توش نور آفتاب نميبينيد. خلاصه اين روزا آرامش ، گوهري شده واسه خودش!!!! من يه مطلب آماده كردم در مورد بدست آوردن آرامش كه خيلي مفيد و كارآمده. طبق معمول چون خيلي طولاني بود تو يه صفحه جداگانه آماده كردمش با لينك زير. برين بخونين كيف كنين:
تا بعد... .
داریم به ماه مبارک رمضان نزدیک میشیم. چیزی ندارم بگم فقط میخواستم براتون توی مهمونی خدا آرزوی موفقیت کنم. انشاءالله که همگی دست پر برگردیم!
تا بعد... .
دو روز مانده به پايان جهان ، تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است. تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان شد. آشفته و عصباني نزد فرشته مرگ رفتتا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت ، فرشته سكوت كرد ؛ آسمان و زمين را به هم ريخت ، فرشته سكوت كرد ؛ جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، فرشته سكوت كرد ؛ به پر و پاي فرشته پيچيد ، فرشته سكوت كرد ؛ كفر گفت و سجاده دور انداخت ، باز هم فرشته سكوت كرد ، دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد ؛ اين بار فرشته سكوتش را شكست و گفت: بدان كه يك روز ديگر را هم از دست دادي! تنها يك روز باقيست. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن. لابه لاي هق هقش گفت: اما با يك روز... با يك روز چه كاري مي توان كرد....؟ فرشته گفت: آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند ، گويي هزار سال زيسته است و آن كه امروزش را درنيابد ، هزار سال هم به كارش نمي آيد. و آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي كن. او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما مي ترسيد حركت كند ، مي ترسيد راه برود ، نكند قطره اي از زندگي از لاي انگشتانش بريزد.
قدري ايستاد...... بعد با خود گفت: وقتي فردايي ندارم ، نگاه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد ، بگذار اين يك مشت زندگي را خرج كنم.
آن وقت شروع به دويدن كرد. زندگي را به سر و رويش پاشيد ، زندگي را نوشيد و بوييد و چنان به وجد آمد كه ديد تا ته دنيا مي تواند بدود ، مي تواند بال بزند ، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد و مي تواند...
او در آن يك روز آسمان خراشي بنا نكرد ، زميني را مالك نشد ، مقامي به دست نياورد ، اما.... اما در همان يك روز روي چمن ها خوابيد ، كفش دوزكي تماشا كرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه نمي شناختندش سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد. او همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد ، لذت برد و سرشار شد و بخشيد ، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او همان يك روز زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند: او درگذشت ، كسي كه هزار سال زيسته بود.
حتما استاد ایرج جنتی عطایی رو میشناسین. ایشون یکی از بزرگترین ترانه سراهای ایرانیه.
واسه امروز براتون چندتا از اشعار استاد ایرج جنتی عطایی رو آماده کردم. بخونین و کیف کنین.
درخت چکاوک آزادی با شما آیندگانم وقتی تو گریه میکنی طلوع کن بگو: آره! بگو: نه! باور کن همسفر گریه نکن
تا بعد... .
سلام دوستان خوبين؟
يكي از بزرگترين معضلات اين روزاي داغ تابستون واسه ما جيره بندي برقه. واقعا هيچي بدتر از بي برقي نيست. جديدا صدا و سيما داره يه كار جالبي ميكنه. توي تمام شبكه ها زيرنويس هايي ميبينيم كه در مورد صرفه جويي برقه. اين زيرنويسا مرتبط با همون برنامه اي هستن كه در حال پخشه. يعني اگه برنامه كودك باشه ، زيرنويس بچه گونه اس. واسه همين منم وظيفه خودم ديدم كه يه جورايي توي اين حركت به صدا و سيما كمك كنم. اين پايين من چند تا زير نويس آماده كردم براي برنامه هاي مختلف كه ميتونه پخش شه و صد در صد موثره.
برنامه پزشكي: مشترك گرامي! آيا ميدانيد خاموش بودن لامپهاي اضافه باعث جذب شدن هرچه بيشتر كلسيم در بدن ميشود؟
برنامه نجومي: آيا ميدانيد تعداد لامپهاي اضافه در ايران از تعداد ستاره هاي آسمان بيشتر است؟ پاشو خاموشش كن!
برنامه مذهبي: آيا ميدانيد ثواب خاموش كردن يك لامپ اضافه برابر با قرباني كردن هفتاد گاو جلوي پاي آيت الله رفسنجاني است؟
برنامه ورزشي: مسابقه پاره كردن سيم برق در سراسر كشور برگزار شد. شركت در اين مسابقه براي عموم آزاد است!
برنامه فرهنگي: ميازار موري كه دانه كش است * خوشا آن خانه اي كه لامپ اضافه اش خاموش است (شرايط اضطراريه! نميشه درنگ كنيم واسه قافيه سازي)
برنامه آشپزي: آيا ميدانيد غذا در محيط تاريك پخت بهتري دارد؟ اصلا چه معني داره آشپزخونه لامپ داشته باشه؟
سريال خانوادگي: اگه ميخواي بفهمي آخرش اين دختره پيشنهاد ازدواج پسره رو قبول ميكنه يا نه (!) لامپو خاموش كن تا بقيه رو ببيني!
برنامه روانشناسي: آرامش در محيط كم نورتر راحت بدست مي آيد! خاموش كن بي صاحابو من اعصاب ندارما!
برنامه كودك: عروسكت ميخواد لامپو خاموش كنه! كمكش ميكني؟! (به جون خودم اين واقعي بود!)
برنامه درشهر: يا همين الآن لامپو خاموش ميكني يا ردتو ميگيريم مياييم يه گزارشي ازت ميگيريم كه آبرو واست نمونه! پاشو!
برنامه مهندسي: معماران عزيز! آيا به صرفه تر نيست كه ديگر در خانه ها كليد برق تعبيه نكنيم؟ اينطوري اصلا ديگر لامپي روشن نميشود.
برنامه مستند: مشترك گرامي! اگه همين الآن لامپو خاموش نكني فهمت از اين سوسكي كه توي دست اين آقاس كمتره. شايدم مگس!
سه در چهار: چي مي گي؟
قابل توجه وزارت نيرو! حق التبليغ ما فراموش نشه! با تشكر.
سلام دوستان. حالتون خوبه؟
امروز ميخوام دو تا حكايت براتون تعريف كنم و قضاوت نهايي رو بذارم به عهده خودتون.
اول: ميگن زموناي قديم يه عده كه گرسنه هم بودن مهمون يه آدم فقير ميشن. سر سفره شام فقط يه دونه نون بود و كلي گرسنه. يكيشون پيشنهاد ميده كه چراغا رو خاموش كنيم تا هركي گرسنه تره بي خجالت بخوره. همه قبول ميكنن و چراغا خاموش ميشه. صداي ملچ و مولوچ از همه بلند ميشه تا اينكه همه سير ميخورن.
چراغا رو روشن ميكنن ميبينن نون دست نخورده.دوم: تو همين دوره زمون يه عده آدم عياش مهمون يه نفر ميشن. سفره ، يه سفره رنگين و عاليه. همه بشقابشون رو تا ته ميل ميكنن كه يهو برق ميره. از اونجا كه كسي به كسي اعتماد نداشت و همه ميترسيدن كه سفره هاپولي بشه ، يكي پيشنهاد ميده كه بياين تا موقعي كه برق مياد همه مون كف بزنيم تا بدونيم كه دست همه مون سرگرم كف زدنه و كسي نميتونه غذا بخوره. خلاصه اين رفقاي با وفاي ما شروع ميكنن به كف زدن تا اينكه برق مياد و ميبينن كه سفره حسابي غارت شده. معلوم ميشه كه همه ، به جاي اينكه دو تا دستشون رو به هم بزنن ، با يكي غذا ميخوردن و با يكي ديگه به شكمشون يا جاي ديگه ميزدن تا صداي دست زدنو در بيارن.
تا بعد... .
آدمي آگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست ، زيرا اگر بسيار كار كند ، ميگويند احمق است ؛ اگر كم كار كند ، مي گويند تنبل است ؛ اگر بخشش كند ، ميگويند افراط ميكند ؛ اگر جمع گرا باشد ، ميگويند بخيل است ؛ اگر ساكت و خاموش باشد مي گويند لال است و اگر زبان آوري كند ، ميگويند وراج و پرگوست ؛ اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند ، ميگويند رياكار است و اگر نكند ميگويند كافر شده و بي دين ، لذا نبايد بر حمد و ثناي مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نبايد از كسي ترسيد.
سلام دوستان. حالتون خوبه؟
چند روز پيش سالگرد روزي بود كه انسان براي اولين بار تونست بره كره ماه. اين دفعه جريان اون آقايي نبود كه ميخواست بره تونس نميتونس! اتفاقا اين دفعه تونست!
يه نظريه اي كه از همون اول ماجرا مطرح شد ، خالي بندي مسوولين ناسا بود. خيلي ها ميگفتن كه اصلا سفر به ماه كجا بوده برادر من؟ اينا همه اش كلك هاليووديه!
اين عده دلايل خودشون رو هم داشتن كه ناسا هم سعي كرده جواب همه رو به صورت علمي بده.
اين پايين توي لينكي كه ميبينيد من يه مطلب آماده كردم در مورد همين موضوع سفر به ماه ؛ ايرادات مخالفان و جواباي ناسا.
مطلب خيلي جالبيه كه واسه اونايي كه ميخوان بيشتر در اين مورد بدونن عاليه.
آخرشم براتون 10 تا از عكساي اين واقعه رو گذاشتم.
تابعد... .
سلام دوستان. حالتون خوبه؟
تا حالا به اين فكر كردين كه ما چه جوري ميميريم؟
زلزله ، تصادف ، سقوط ، غرق شدن ، بيماري ، يا حتي خودكشي.
احتمالا دوست ندارين به همچين موضوعي فكر كنين. ولي خيلي جالب ميشد اگه هركي به دنيا ميومد همونجا معلوم ميشد كه چه جوري ميميره.
ميگن بدترين نوع مردن دو حالته: 1.غرق شدن توي آب 2.سقوط كردن
اما من براي امروز يه مطلب جالب آماده كردم: علت 25 مرگ عجيب در دنيا
برين به لينك زير و بخونيدش. مطمئنا كسايي كه به اين شكل هايي كه خواهيد خوند مردن حتي به مغزشون هم همچين مرگي خطور نمي كرد.
تا بعد... .
سلام سلام صد تا سلام.
خوبين؟
امروز ميخوام يه شعري رو براتون بذارم كه خودم گفتمش.
واقعيتش منم يه دستي توي شعر و ادب دارم و بعضي مواقع يه چند بيتي ميندازم.
يه چيزي تو مايه هاي همون شعر محكمه الهيه. البته من اين شعرو خيلي وقت پيش گفتم.
زيادم البته طولاني نيست.
اين شعرو توي اين لينك گذاشتم. برين بخونين حالشو ببرين.
تا بعد... .
فردا روز پدره. روزيه كه هر سال ميشينيم با خودمون فكر مي كنيم كه ما خيلي بابامون رو اذيت كرديم. بيچاره بابا از دست ما چي كشيده! بعد با خودمون ميگيم ديگه از امروز ميشم هموني كه بابامون ميخواد. اگه ازم دوره تند تند بهش سر مي زنم. اگه پيشمه محبتم رو بهش بيشتر مي كنم و اگه ديگه نيست تند تند ميرم سر خاكش...
درسته كه خيلي از ما فردا اين قرارو فراموش مي كنيم ولي پدرمون هيچوقت زير قول و قرارش نزده. يعني محبتش رو ازمون نگرفته. پس ميريم يه چيز هرچند كوچيك ولي با عشق براش ميگيريم و دستشو ميبوسيم و با نهايت محبت و عشق بهش ميگيم:
پدرم! روزت مبارك

اپيزود اول: مشاجره در خانه
زن: برو ديگه دوستت ندارم...اسمتو نمي خوام بيارم
مرد: من اگه نباشم كي واسه هميشه تورو مي پرسته...كي برات مي ميره كي نميشه خسته
زن: ديگه ازت بدم مياد پيشم نيا خروسك...بهونه گير كم عقل اي موجي بي نمك
مرد: منو ببخش كه درخشيدي و من چشمامو بستم...منو بخشيدي و من چشمامو بستم
زن: خوبي ديگه تموم شده منم مث خودت بدم... منم ميخوام دروغ بگم منم دورنگي بلدم
مرد: آهاي آهاي فرشته ها بهش بگين دوسش دارم...بهش بگين نمي تونم قلبشو تنها بذارم
زن: پيش خودت فكر نكني ساده ام...يا كه هنوز عاشق و دلداده ام...اگه تو خوابت اومدم يك شبي...فكرنكني به فكرت افتاده ام
مرد: به خاطر تو ميخونم يا تو يا هيچكس ديگه...قدر چشاتو ميدونم يا تو يا هيچكس ديگه
....
القصه اينكه اين زن و شوهر موزيكال ما پس از يك مشاجره (كه بيشتر شبيه مشاعره بود) از هم جدا ميشوند
اپيزود دوم: در خيابان
لات اول: حوصله مون سر رفت چيكار كنيم؟
لات دوم: بيا با هم مشاعره كنيم ولي از نوع فحش.
لات اول: فكر خوبيه! اول تو بگو!
لات دوم: باشه! [...]
لات اول: [...]
لات دوم: [...][...]
لات اول: [...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...][...]
لات دوم: من تسليمم تو برنده اي!!! (توي دلش مي گه اين عجب آدم [...]يه ها)
اپيزود آخر: توي جوي آب
معتاد اول: رفيق! تو چطوري معتاد شدي؟
معتاد دوم: با زنم دعوام شد! بي معرفت گذاشت رفت (توضيحات بيشتر در اپيزود اول) تو چطوري به اين روز افتادي؟
معتاد اول: لات بازي! هرچي بهمون گفتن كه بچه درس بخون گوش نكرديم، بعد گفتن سر به راه باش گوش نكرديم، گفتن با دوست ناباب نگرد، گوش نكرديم؛ آخرشم شديم ايني كه ميبيني (توضيحات بيشتر در اپيزود دوم و لات اولي)
معتاد دوم: ولي من خيلي....
حرفش همينجا قطع ميشه. معتاد اول چند بار صداش ميكنه و تكونش ميده. اما مثل اينكه مرده. همين اتفاق بعد مدتي براي معتاد اول هم ميفته...
مدير عامل انجمن مبارزه با آسيب هاي رفتاري: « بررسي 4 هزار و 38 معتاد سخت خياباني نشان داد كه 280 نفر از اين افراد به دنبال طلاق و قهر از همسر و 80 نفر آنها به دليل خشونت و پرخاشگري به مواد مخدر تمايل پيدا كرده اند.»
تا بعد... .
سلام
مثل اينكه بلوتوث بازي اينقدرها هم بد نيست. متاسفانه اين روزا چيزايي بين مردم بلوتوث ميشه كه اكثرا چيزاي خوبي نيستن. اما جديدا يه شعري داره دست به دست ميچرخه كه خيلي چيز جالبيه به نام محكمه الهي.
خالق اين اثر خليل جواديه كه اين شعرو توي فرهنگسراي ارسباران تو يكي از جلسات ماهيانه «شكرخند» دكلمه ميكنه. چيز خيلي جالبيه.
متن اين شعرو ميتونيد توي لينك زير از همين وبلاگ بخونين.
تا بعد... .